تبليغاتX
زندگی را ببوس

زندگی را ببوس

قاصدکهای خیس از اشک می میرند

گفته بودی دلتنگی هایم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. می گفتی قاصدکها گوش شنوا دارند غم هایت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . انها تمام غصه هایت را برایم می اورند در گوشم می گویند .گفته بودی هر وقت خواستی ام به قاصدکها بسپار خبرم می کنند  من اکنون صاحب دشتی قاصدکم. اما مگر تو نمی دانستی قاصدکهای خیس از اشک می میرند

از تو خبری نیست

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 23:4  توسط المیرا  |